obd
JM School Tools - шаблон joomla Авто
Smaller Default Larger

دعوای بچه ها

دعوای بچه ها
هوشنگ كه لباس نوی عیدش را پوشیده بود با صورت خون آلود و لباس پاره به خانه برگشت،مادرش سراسیمه پرسید :باز كتك كاری كردی؟
هوشنگ :بله با پرویز.
مادر:مگر من صد دفعه به تو نگفتم هر وقت می خواهی دعوا كنی تا بیست بشمری و اگر باز هم عصبانی بودی كتك كاری كنی؟
هوشنگ :چرا من هم داشتم تا بیست می شمردم كه پرویز به من حمله كرد.
مادر :چطور؟
هوشنگ:آخه مادرش به او گفته بود كه تا ده بشمارد!
خواندن 161 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « همکاری بچه ها امتحان »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.